عکسی که برای این پست انتخاب کردم از فیلم فورد در برابر فراری (Ford v Ferrari) ساخته جیمز منگولد است که در سال 2019 منتشر شد. شاید شما هم مثل من بعد از پایان تماشای فیلم کاراکتر محبوب تان در این فیلم کن مایلز باشد. فردی که طراح خودرو است و در نهایت اتومبیل تیم فورد را طراحی می کند. اما من از شما می خواهم درباره کاراکتر دیگر این فیلم یعنی کرول شلبی فکر کنید. کسی که در نگاه اول شاید زیاد کار خاصی انجام ندهد و بعد از اتمام فیلم طرافداران زیادی هم نداشته باشد. کسی که با مدیران شرکت فورد گفتگو و مذاکره می کند. با تیم مهندسی ارتباط نزدیکی دارد. دانش فنی مناسبی درباره خودرو دارد. صنعت خودرو را به خوبی می شناسد. درباره مسابقات اتومبیل رانی اطلاعات دارد و در نهایت می تواند همه این افراد و اطلات را در کنار هم قرار دهد و یک ماشین مسابقه بسازد. از دید من شلبی یک مدیر محصول است.

مدیر محصول چه کسی است؟
مدیر محصول کسی است که
“هر کاری انجام می دهد تا محصولی مورد علاقه مشتریان را توسعه دهد و در عین حال اهداف تجاری مشخص شده را نیز به دست آورد.”
این تنها تعریفی بود که به ذهنم رسید. همین تعریف ساده دو نکته را مشخص می کند. اول اینکه مدیران محصول با توسعه محصول ارتباط نزدیکی دارند. مورد دوم اینکه مدیران محصول درباره حوزه کسب و کاری که محصول برای آن توسعه داده می شود نیز اطلاعات داشته باشند. بعد از این تعریف ببینیم این شغل چه وظایفی بر عهده دارد.
وظایف
مدیر محصول نماینده مشتری در هنگام طراحی و توسعه محصول است. رفع یک نیاز دلیلی است که مشتریان یک محصول را خریداری می کنند. تشنگی، گرسنگی، امنیت، آرامش، جابجایی از جایی به جایی دیگر و … از جمله برخی از نیازها هستند. اگر محصولی به خوبی توسعه داده شده باشد به مشتری کمک می کند که احساس رضایت داشته باشد. نماینده مشتری بودن نیز به این معنی است که مدیر محصول به مشتری کمک می کند که این احساس رضایتمندی را تجربه کند.
مدیران محصول هم باید درک مناسبی از استراتژی کسب و کار داشته باشند و هم با نحوه درست اجرای کارها و وظایف آشنا باشند. فهم و درک مشتری و مشکلات او اولین قدم برای شروع کار است. آنها باید بتوانند فرصت های مناسب را از بین تمام فرصت های موجود و با استفاده از داده و بینش درست شناسایی و برای بهره وری درست از آنها برنامه ریزی کنند. برای اجرای این برنامه ریزی نیاز است که مدیران محصول با تیم طراحی، توسعه، بازاریابی و فروش ارتباط خوبی داشته باشند و بتوانند به هر یک از این تیم ها دید مناسبی نسبت به محصول ارائه دهند. به زبان دیگر مدیران محصول مسئولیت مدیریت محصول را بر عهده دارند نه افراد را، بنابراین نیاز است که آنها هر هدفی را با استفاده از گفتگو، اعتماد و رهبری به دست بیاورند.
صحبت با مشتریان، جمع آوری و تحلیل داده های مربوط به آنها، گرفتن بازخورد از مشتریان، مذاکره و گفتگو با مدیران شرکت و ذی نفعان، ارتباط با تیم های توسعه، بازاریابی و فروش، متمرکز نگه داشتن این تیم ها بر روی چرایی محصول و دستاورد نهایی، یافتن مشکلات و فرصت ها، طراحی و ساخت راه حل، تدوین استراتژی درست و … از جمله وظایفی است که یک مدیران محصول در طول کار روزانه خود باید آنها را انجام دهند.
بعد از آشنا شدن با وظایف مدیر محصول شاید این سوال در ذهن شما شکل گرفته باشد که چه تفاوتی بین مدیر محصول و مدیر پروژه وجود دارد؟ آیا این دو مورد یکسان هستند یا اینکه دو شغل متفاوت هستند؟
مدیر پروژه، مدیر برنامه یا مدیر محصول؟
مدیر پروژه و مدیر برنامه دو مورد از عناوین شغلی هستند که با مدیر محصول اشتباه گرفته می شوند. دلیل این اشتباه هم اشتراکاتی است که این عناوین با هم دارند و یا مرز باریکی که این عناوین را از هم جدا می کند. حال ببینیم که این عناوین چه تفاوت هایی دارند.
مدیر پروژه وظیفه برنامه ریزی کارها را بر عهده دارد تا مطمئن شود که تیم در مسیر درست قرار دارد و در زمان درست می تواند کارهای مشخص شده را به پایان برساند. مدیر پروژه و مدیر محصول رابطه و همکاری نزدیکی با یکدیگر دارند و مدیر محصول کارهای لازم برای برنامه ریزی را در اختیار مدیر پروژه قرار می دهد. مدیران پروژه استاد برنامه ریزی و نمودارهای گانت هستند و نماینده مشتریان نیستند.
مدیر برنامه شباهت بیشتری به مدیر محصول دارد، اما مدیر برنامه با جنبه ساخت یک محصول ارتباط نزدیک تری دارند و به همین دلیل ارتباط نزدیکی با مهندسان و تیم اجرایی دارند. به عنوان مثال اگر در حال ساخت یک ساعت هوشمند هستید، مدیر برنامه ارتباط نزدیکی با کارخانه و خط تولید دارد در حالی که مدیر محصول یا ارتباطی ندارد یا ارتباطات خیلی محدود دارد. مدیر برنامه در اجرای کارها مهارت و تخصص دارند.
البته تعریف مدیر محصول شرکت به شرکت متفاوت است و هر یک نام متفاوتی برای آن در نظر می گیرند. به عنوان مثال مایکروسافت از عنوان مدیر برنامه (Program Manager) برای مدیر محصول استفاده می کند. در حالی که اپل این نقش را به دو نقش متفاوت یعنی مدیر برنامه های مهندسی (Engineering Program Manager) و مدیر بازاریابی محصول (Product Marketing Manager) تقسیم می کند.
انواع مدیران محصول
در اغلت مواقع ما خیلی کلی و عمومی درباره مدیر محصول صحبت می کنیم اما شاید درباره مدیران محصول تخصصی هم چیزی به گوش تان خورده باشد. با مدیران محصول فنی شروع می کنیم.
مدیران محصول فنی افرادی هستند که پشتوانه و تجربه فنی زیادی دارند و معمولا روی محصولات تخصصی کار می کنند. به عنوان مثال کسی که بر روی طراحی API پلتفرم سایت آمازون کار می کند و با مشتری نهایی یعنی برنامه نویسان سر و کار دارد یک مدیر محصول فنی است. این فرد ممکن است کدنویسی نکند و یا اصلا کار فنی هم انجام ندهد اما لازم است که نسبت به وظایفی که تعریف می شوند شناخت واطلاعات کاملی داشته باشد.
مدیر استراتژیک محصول نوع دیگری از مدیر محصول است. این فرد اطلاعات کسب و کاری و تجاری خوبی دارد و تکمیل کننده مدیر محصول فنی است. تمرکز این فرد بیشتر روی مباحث کسب و کاری است.
مدیر رشد محصول و مدیر محصول تلفن همراه نیز انواع دیگری از مدیران محصول هستند. این مدیران علاوه بر داشتن مهارت های عمومی مدیر محصول بر روی یک زمینه خاص تمرکز دارند.
چطور مدیر محصول شویم؟
چون بحث مدیریت محصول حوزه جدیدی است مسیر شغلی و مسیر آموزشی مشخصی برای آن وجود ندارد.
مسیر مشخصی برای مدیر محصول شدن وجود ندارد.
داشتن زمینه و تجربه فنی، مهارت های ارتباطی خوب و علاقه مندی به کسب و کار و مباحث مربوط به آن مشخصه های اصلی و بنیادی برای یک مدیر محصول هستند. تصویر زیر سه حوزه مختلفی که یک مدیر محصول در طی کار خود با آنها درگیر است را نشان می دهد.

نقطه مشترک این سه حوزه مشتری است و در واقع علاوه بر این حوزه ها مدیر محصول به عنوان نماینده مشتری مدام باید با مشتریان در ارتباط باشد تا بتواند نماینده مناسبی برای آنها باشد.
برگرفته از کتاب The Product Book
